mahtab
در ابتدا کلمه بود کلمه نزد خدا بود بخوان به نام پروردگار خویش کلمه ها جمع گردیدند و روی یک ریل به حرکت در آمدند و چه شلوغ بود ایستگاه از کلمه ها اما ....
چراحلقه ازدواج بایددرانگشت چهارم قراربگیرد؟

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است

1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.

3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.

4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

5- لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.
عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
شست نشانه والدین است .
انگشت دوم خواهر و برادر .
انگشت وسط خود شما .
انگشت چهارم همسر شما .
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.




?mahi | در 1389/2/5 ساعت 11:55 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر
از یه دوست

لحظه را میشود در قاب شیشه ای چشمانت خلق کردلحظه را میشود در یک نگاه عاشقانه نگه داشت لحظه را میشود با در کنار تو 

بودن خاتمه دادو این نیز ... نمیگذرد چون با تو میگذرد!من به تو میتابم پس برایم با اشکهایت رنگین کمانی درست کن تا سوار بر

هر رنگش از هفت آسمان عبور کنیم در بین راه با تو یکی میشوم در بین راه من و تو ما میشویم...ودر انتهای راه ما او میشویم!


 


                                                                        از طرف امیر مسعود


?mahi | در 1388/12/16 ساعت 01:31 | پیوند | [ 3 ] نظر | ارسال نظر
از یه دوست

من منتظرت شدم ولي در نزدي    بر زخم دلم گل معطر نزدي

   گفتي كه اگر شود مي آيم اما        مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي

                  

                                                    از طرف دوست عزیزم فرجام 


?mahi | در 1388/11/25 ساعت 11:15 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر
تنهایی

غریبه ای یه وقت نیاد

صدای عشقمو نخواد

یا توی خلوت دلم

بدون دعوتی نیاد

دلم میخواد نبینمش

اون روزی که گریه میاد

آهسته آهسته میگم

کسی ازم بدش نیاد

از غم و غصه نمی گم

یه وقت صدایی در نیاد

گفته شده شادی کنم

از گریه ام هیچ نشه یاد

گفتن اگه زاری کنم

می برنم زودی زیاد

ای خدا زاری می کنم

تا خنده رو بدی بم یاد

گریه نباید بکنم

تا گریه هست خنده نیاد

بدون گریه نتونم

به این میگن یه اعتیاد

بدون گریه داغونم

با گریه هام نفس میاد

خدا دارم تموم میشم

انگار بردی منو ز یاد

منم دارم حروم می شم

خاطره هام رفته به باد

هیچکی بهم امون نداد

جواب عشقمو نداد

آدمک رفته به باد

ندای عشقشو سر داد

اون که همش گریه می کرد

گریه هاشم نموند به یاد

گریه شده بود خنده هاش

به خنده هاش گریه می داد

این آدم غمگین ما

جز گریه هیچ نداره یاد

تو این غمو غصه ی سرد

خنده برام شده یه درد

نمی تونم خنده کنم

بهم بگین آدم بد

اونا بهونه می کنن

گریه رو بم زهرمی کنن

چرااونا نمی دونن

اینجا فقط یه مهمونن

غریبه ای یه وقت نیاد

صدای عشقمو نخواد

یا توی خلوت دلم

بدون دعوتی نیاد


?mahi | در 1388/10/22 ساعت 12:27 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر
کار من نیست

تو میگی عهد و وفارو من شکستم٬ کار من نیست

منی که از غم تو به غم نشستم٬ کار من نیست

جرم من صداقتم بود که نداشتی٬ کار من نیست

اومدم دوباره باز برای آشتی٬ کار من نیست

سایه ی دربدری مونده رو دیوار٬ کار من نیست

همه خوابیدن و چشمام مونده بیدار٬ کار من نیست

تو می خواستی ذوق و احساسم بمیره٬ کار من نیست

تو می خواستی رنگ کهنه گی بگیره٬ کار من نیست

سایه ام پشت سرم راه میره اما٬ مال من نیست

تو دلم مونده هنوز سوزش و سرما٬ کار من نیست

بیا من طاقت بی کسی ندارم٬ کار من نیست

نزار تا ابد تو تنهائی ببارم٬ کار من نیست

گوشه ی زندون تنهائی اسیرم٬ کارمن نیست

مث یه درخت خشکیده و پیرم٬ کارمن نیست

میزنه بارو نفرت پشت شیشه٬ کار من نیست

حکم قلبم رو نوشتن تنهائی تا به همیشه٬ کار من نیست

گریه کردم که خدایا چرا هیچ کس٬ یار من نیست

بی گناهم٬ بی گناهم، همینو بس٬ کار من نیست

فال قهوه می گیرم به خیال٬ کار من نیست

می دونم همش دروغ و محال٬ فال من نیست

این جوری نکن قضاوت رو دلم رفتن و نویس

بخدا قسم که این کار٬ کار من نیست 



?mahi | در 1388/10/2 ساعت 02:09 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر
«صفحه قبل :||: صفحه بعد»